این پیغام غروب روز جمعه 7 فوریه 1964 در Kern County Fairgrounds در باکِرسفیلدکالیفورنیا٬ ایالات متّحده آمریکا٬ توسط برادر ویلیام ماریون برانهام٬ موعظه شده و بر روی نوار شماره 0207-64 به مدّت یک ساعت و پنج دقیقه ضبط گردیده تمام تلاش برای پیاده سازی پیغام شفاهی از روی نوار مغناطیسی صورت گرفته است. این پیام توسط PEYGHAM چاپ و منتشر شده است. 

این موعظه  توسط وب سایت www.peygham.net بصورت رایگان در اختیار شما گذارده شده، پیغام یک وب سایت غیرفرقه‌ای بوده و به مرجعیّت نهایی کلام خدا و سر بودن خداوندمان عیسای مسیح ایمان دارد. این پیغام توسط نبی خدا ویلیام برانهام که بعنوان یک مبشّر بین‌المللی شناخته می‌شود به زبان انگلیسی موعظه شده، و توسّط گروهی از مقدّسین که با این وب سایت همکاری می‌کنند به زبان فارسی ترجمه شده است.
شما می‌توانید از طریق پست الکترونیکی This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it. با ما در تماس باشید و جزوات و مقالات مربوط به پیغام زمان آخر را از این طریق دریافت نمایید. هرگونه چاپ و استفاده از مطالب این کتابچه منوط به دریافت مجوز از مرکز پرشین میسیون می‌باشد.

 

 

1. امروز دقایقی بیشتر وقت نداریم و بعد از آن باید جلسه را آغاز کنیم. کتاب پیدایش باب 22 و از آیه 15 به بعد را با هم می‌خوانیم.
« و بار دیگر فرشته خداوند می‌گوید: به ذات خود قسم می‌خورم چونکه این کار را کردی و پسر یگانه خود را دریغ نداشتی هر آینه تو را برکت دهم و ذریّت تو را کثیر سازم ، مانند ستارگان آسمان و مثل ریگهایی که بر کناره دریاست و ذریّت تو دروازه های دشمنان خود متصرّف خواهند شد. و از ذریّت تو، جمیع امّت های زمین برکت خواهند یافت، چونکه قول مرا شنیدی.»
2. چه وعده ای، به سبب اطاعت و فرمانبرداری! اطاعت چیزی است که خدا می‌خواهد. زمانی گفته نشده است. ((اطاعت پسندیده تر از قربانی است)) اطاعت از خدا پسندیده تر از هر قربانی است که شما تقدیم کنید.
3. امشب ما با یک موضوع با شکوه روبرو می‌شویم. ابراهیم........ که به معنی پدر ایمان خوانده شده است به خاطر آنکه خدا وعده ی میراث زمین را به او و ذریّت او داد، و از طریق ابراهیم است که ما که در مسیح مرده ایم ذریّت و نسل ابراهیم شده ایم و بر طبق وعده و با او وارث آن وعده هستیم.
4. حال، ابراهیم یک انسان معمولی بود و فرد ویژه ای نبود. خدا هرگز و تا جاییکه ما می‌دانیم تا هشتادو پنج سالگی او را خطاب نکرد. همسر او که خواهر ناتنی او بود در آن زمان شصت و پنج سال سن داشت و احتمالاً آنها از زمان جوانی با هم زندگی کرده بودند. او نازا بود و هیچ فرزندی نداشت. خدا او را به یک جدایی کامل فراخواند تا خود را از تمام دنیا، از تمام قوم خویش و از تمام وابستگی های خویش جدا سازد. این کار ویژه ای بود که او می‌بایست انجام می‌داد.
5. و هنگامیکه خدا از شما انتظار کار خاصی را دارد از شما خواستار یک جدایی کامل از هر شک و تردیدی می‌شود. شما برای اطاعت آنچه که او می‌گوید. باید به یک اطاعت بزرگ برسید و خدا این را می‌خواهد و به هیچ طریق دیگری نمی‌توانید این کار را بکنید و حال او همیشه یک نمونه مهیّا می‌سازد. و آن نمونه ی او بود، یک جدایی کامل از خانواده ی او ، و از تمام وابستگی هایش ...... تا در یک حیات جدا شده برای خدا گام بردارید.
6. سالها گذشت ، هیچ اتّفاقی نیفتاد، ولی ابراهیم همچنان صبر می‌کرد او مأیوس نشده بود او هرگز با بی ایمانی در وعده خدا تردید نکرد، بلکه به قدرت خدا را ستایش می‌کرد.
7. سالها در پی سالها می‌گذشت، بدون شک افکاری در ذهن او خطور می‌کرد که می‌گفت: ابراهیم، پدر امّت ها ، اکنون چند فرزند داری؟ این او را مردّد نمی‌کرد. سارا زمان باروری را پشت سر گذاشته بود و هیچ فرزندی در کار نبود. او به یائسگی رسیده بود، امّا ابراهیم همچنان به همان صورت به خدا ایمان داشت. او خود را برای کودک مهیّا می‌کرد زیرا می‌دانست و کاملاً متقاعد گشته بود که خدا وعده ای نمی‌دهد که نتواند آن را انجام دهد.
8. ذریّت او نیز باید چنین فکر کند. صرفنظر از اینکه چقدر غیر واقعی به نظر می‌رسد.چقدر از نظر منطقی غیر واقعی به نظر می‌رسد. زیرا خدا هرگز وعده ای نمی‌دهد که قادر به انجام آن نباشد. ما امروز به همان امر ایمان داریم هر ذریّت حقیقی ابراهیم به همین چیز ایمان دارد. مهم نیست که در چه شرایطی هستیم، چقدر دانش کسب کرده ایم چه اتّفاقی رخ داده است، از نظر عقلانی چقدر غیر طبیعی است و یا حتّی چقدر احمقانه به نظر می‌رسد. این ذرّه ای تفاوت ایجاد نمی‌کند. اگر خدا گفته است، پس همان است و ذریّت ابراهیم بر پایه ی قول خداوند این است ، بر قرار شده است. او این آن را بنیان نهاده است.
9. می‌بینیم که بیست و پنج سال بعد از آن هنوز خبری از فرزند نیست، همچنان خدا برای نگاه داشتن وعده خویش وفادار بود، چرا که ابراهیم به آن ایمان داشته ، ابراهیم به خدا ایمان داشته . آن پسر کوچک به صحنه آمد، اسحاق کوچولو.
10. هنگامیکه اسحاق به صحنه آمد، می‌بینیم که خدا ابراهیم را در آزمونی دشوار قرار داد. او گفت: (( این فرزند......)) بعد از اینکه ابراهیم در سن یکصدو پانزده سالگی و یا یکصدو بیست سالگی بود، او گفت: اکنون پسر خود را ، که یگانه ی توست و او را دوست می‌داری یعنی اسحاق را بردار و به زمین موریا برو، و او را در آنجا بر یکی از کوههایی که به تو نشان می‌دهم، برای قربانی سوختنی بگذران، به عبارت دیگر هر مدرک و گواهی که اثبات می‌کند این وعده تحقّق یافته است را از بین ببر . این سخن خارج از تمام منطقها بود.
11. و ابراهیم گفت: من او را از مرگ دریافت نموده ام و حال کاملاً متقاعد شده ام که خدا قادر است او را از مرگ برخیزاند.
12. این قوم فعلی است، ذریّت ابراهیم، زیرا او ما را از مرگ برخیزانید. ما در گناه و عصیان خویش بودیم و او که قادر بود ذهن من را تبدیل سازد، افکار من را تبدیل کند، طبیعت من را تبدیل کند و من را تماماً تبدیل کند قادر است بر حسب رضامندی خویش آن را انجام دهد. و هر آنچه که او می‌گوید ایمان دارم که حقیقت است و هر ذریّت ابراهیم به همین امر ایمان دارد.
13. ابراهیم از خدا تمرّد نکرد و فرزند خود را برگرفته و آن صبح به خادمین خود گفت: شما اینجا نزد الاغ بمانید تا من با پسر به آنجا رویم، عبادت کرده نزد شما باز آئیم. اوه، چطور می‌خواهد این کار را انجام دهد؟ هنگامیکه به بالای کوه می‌رود تا جان پسر خویش را که خدا وعده این را به او داد بگیرد و در عین حال می‌گوید(( فرزند، پسر بچه، و من باز خواهم گشت)) او می‌دانست که باید اتّفاقی بیافتد و فقط نمی‌دانست که خدا چطور می‌خواهد آن را انجام دهد، این سوال او نبود. او می‌داند که خدا وعده این را داده است.
14. این تمام چیزی است که ما باید بدانیم خدا این وعده را داده است ، چطور می‌خواهد باشد؟ نمی‌توانیم بگوئیم ولی خدا چنین گفته است: او عیسی مسیح را برای دوّمین بار خواهد فرستاد او به صورت فیزیکی خواهد آمد. هزار سال سلطنت بر روی زمین خواهد بود، یک هزاره، با او و نجات یافتگان و ............ شدگان این چیزی است که او وعده داده است و ما در انتظار رسیدن زمان آن هستیم.
15. او وعده داده است که بیماران را شفا دهد، مردگان را زنده سازد، دیو ها را اخراج کند. او وعده ی این را داده است . او دیروز، امروز و تا ابد الاباد همان است. چطور؟ نمی‌دانم. او وعده داده است که این کار را انجام دهد! ما به آن ایمان داریم. و قتی انسان به خدا ایمان داشته باشد، هر آنچه که به او بگوید را به آن ایمان دارد
16. و این طریقی است که ابراهیم به خدا ایمان داشت. از او خواسته شده بود تا تمام شواهدی را که وعده او را محقّق ساخته بود از بین ببرد. ولی او متقاعد بود که خدا قادر است آن را انجام دهد.
17. اکنون این وعده نه تنها از آن اوست بلکه این وعده به ذریّت او نیز داده شده است، بخاطر اینکه ابراهیم وفادار بود و کلام خدا را که به او وعده داده بود حفظ کرد و می‌دانست که خدا قادر است فرزند را از مرگ برخیزاند، و او فرزند خویش را دریغ نداشت بلکه یک نمونه بود از اینکه خدا پسر خود را می‌دهد، البته، البته همانطور که او بر کوه چوبها را جمع می‌کردو..... به همان صورت که مسیح بعداً صلیب خود را بر روی آن تپه، تا جائیکه مصلوب شد بر دوش کشید.
18. ما در این، در انجام این درمی‌یابیم که این باعث خشنودی خدا بود که می‌دید ابراهیم او را بیش از هر چیز در دنیا دوست دارد. حتّی بیش از یگانه پسر خود. او خدا را بیش از هر چیزی که بشود گفت یا کسی قادر به انجام آن بود دوست داشت. او همچنان آنقدر خدا را دوست داشت که به کلام او ایمان بیاورد.
19. تمام ذریّت ابراهیم خدا را اینچنین دوست دارند. آنها به خدا ایمان دارند. می‌دانیم که این خدا را خشنود می‌ساخت تا جائیکه او گفت: ذریّت تو دروازه های دشمنان خود را متصرّف خواهند شد. بخاطر داشته باشید این قول خداوند این است می‌باشد و ذریّت ابراهیم به این ایمان دارند. اگر شما ذریّت اصیل ابراهیم باشید، ایمانی که ابراهیم به خدا داشت در شماست. و به آنچه خدا گفته است ایمان دارید و خدا وعده ی خویش را نگاه می‌دارد.
20. و او این را گفته است: حال به خاطر داشته باشید، او فقط زمانی این وعده را به ابراهیم دادکه او را آزمود. ذریّت ابراهیم ابتدا باید آزموده شود. ببیند که آیا آنها واقعاً به کلام خود ایمان دارند. به یاد داشته باشید تنها راهی که می‌توانست وعده خدا را حفظ کند، زیرا او به وعده خدا ایمان داشت و آزموده شده بود که آیا به آن ایمان دارد یا نه؟
21. ما به آن آزمون پا گذاشته ایم. امروز نسل و ذریّت ابراهیم در آن آزمون است آیا ما کلام خدا را برخواهیم گزید یا آنچه که انسان در مورد آن می‌گوید؟ آیا ما چیزی که چند تشکیلات از آن یک آئین ساخته اند می‌پذیریم و یا آنچه را که خدا گفته است می‌پذیریم؟ اگر کلام خدا حقیقت است صرفنظر از تمام چیزهای دیگر، ما به کلام خدا ایمان داریم. نسل راستین ابراهیم، امّا پیش از آنکه ما آن نسل باشیم می‌بایست از آن آزمون عبور کنیم چرا که او نیز خود از این مرحله عبور کرده است او وعده داده است که نه تنها ابراهیم بلکه ذریّت او نیز دروازه های دشمن را متصرّف خواهند شد. اوه خدای من!
22. فکرش را بکنید پاطریارخ کاملاً در آن متقاعد شده بود، در آزمونش برای کلام خدا سربلند بود. صرفنظر از اینکه شرایط چگونه بود او همچنان ایمان داشت که کلام خدا درست است. ابراهیم ، پاطریارخ بزرگ هنگامیکه در آزمون آورده شد، هرگز در ایمان نلغزید. او ایمان داشت که خدا قادر است اسحاق را از مرگ برخیزاند. او. به این ایمان داشت، چون خدا وعده داده بود و هنگامیکه خدا وعده داد که او پدر امّتها خواهد بود او ایمان داشت که چنین خواهد بود. او نمی‌دانست که این چگونه خواهد بود. آن فرزند بعد از 25 سالی که او در اطمینان سپری کرد به دنیا آمد، سپس از او خواسته شد که فرزند را از بین ببرد. او همچنان می‌دانست که وعده ی خدا حقیقت است و پسر خویش را داد.
23. نسل او، همان چیز! وعده خدا مهری است برای آنانی که ذریّت ابراهیم هستند. وعده یک مُهر است، یک گواهی و یک شهادت. و زمانیکه ما به هر کلام وعده ایمان داریم ، آنوقت آن مُهر به ما داده شده است، تا وعده از طریق آن تأئید شود. می‌بینید، اگر ما- اگر ما ذریّت ابراهیم باشیم، بخواهیم به کتاب مقدّس ایمان داشته باشیم یا خیر از این آزمون عبور می‌کنیم. کتاب مقدّس کلام خداست ، زیرا آن خداست و بعد شما برای ایمان از آن آزمون گذر می‌کنید.
24. وقتی بعضی از آنها می‌گویند: دوران معجزات گذشته است. اگر آن را بپذیرید ، بر خلاف کلام خدا است.
25. می‌گوئید: اگر امروز روح القدس را دریافت نمی‌کنند ، چنین چیزی وجود ندارد . فقط دوازده رسول آن را دریافت نمودند.
26. کلام می‌گوید، پطرس در روز پنطیکاست آن را موعظه می‌کرد، او گفت: توبه کنید، هر یک از شما به نام عیسی مسیح به جهت آمرزش گناهان تعمید بگیرید. عطای روح القدس را خواهید یافت. زیرا که این وعده است برای شما و فرزندان شما و همه آنانی که دورند، یعنی هر که خداوند خدای ما را بخواند.
27. این دقیقاً چیزی است که منظور آن است. اکنون اگر حاضرید که آن آزمون را برگزینید، آن محک خداوند را و فرامین او را دنبال کنید. به شما می‌گویم: متوجّه خواهید شد که خدا کلام خویش را نگاه می‌دارد. اگر به آن اعتماد داشته باشید. درست است ولی می‌بایست از آن عبور کنید چرا که این مُهر است، هنگامیکه بتوانید آنرا دریافت کنید آنوقت وعده را دریافت خواهید کرد. این حکم خداوند است. طریقی که باید آنرا انجام دهیم. و آن راهی است که باید آنرا دنبال کنیم، فقط آنچه که او گفته است اکنون نه فقط بعضی ها، بلکه ((هر آنکس)) هر آنکس که ایمان آورد، هر آنکس که توبه کند، هر آنکس که ایمان بیاورد، این مربوط به تمام نسل هاست. تمام قوم ها، هرآنکس که می‌خواهد ایمان آورد. آنوقت ، و تنها آنوقت است که می‌توانید قوّت تصرف مُهر وعده را داشته باشید.
28. و وعده ای که ما دریافت می‌کنیم با آن مهر ، تعمید روح القدس است. درست است، چرا که این خدا به شکل روح است کلام او در شما سپس او می‌آید. اگر شما کلام را در خود دریافت کنید، روحد القدس تنها چیزی است که می‌توان به آن جان بخشید. و آنوقت شما وعده تصرف دروازه ی هر دشمنی که قصد تهاجم به شما را داشته باشید، دارید. درست است خدا این وعده را داده است و چنین است .
29. حال بخاطر داشته باشید، شما زمانی و تنها زمانی می‌توانید این را انجام دهید که با کلام آزموده شده باشید.
30. ابراهیم توسط کلام آزموده شده بود. « ابراهیم ایمان داری که تو را پسری خواهد بود؟ »
31. پسر آمد. « اکنون او را از بین ببر. ابراهیم ، آیا هنوز به آن ایمان داری؟ »
32. « همچنان ایمان دارم، زیرا تو قادری که او را از مرگ برخیزانی. »
33. و بعد از آن او گفت: « اکنون ذریّت تو دروازه های دشمن خود را متصرّف خواهد شد » آمین، بعد از آنکه آزموده شد.
34. بیائید بعضی از ذریّت جسمانی ابراهیم را باهم بررسی کنیم. چرا که امروز ما ذریّت روحانی او هستیم امّا بیائید بعضی از نسل جسمانی او را بررسی کنیم که تمام وعده کلام ایمان داشتند و هرگز.......[ فضای خالی روی نوار ]
35. گفتم: بخاطر چه یک دختر مسیحی باید لباس زیر دامن خود را نشان دهد؟ نمی‌توانم این را درک کنم.
36. شما از خدا تولّد تازه یافته اید شما زیبائی روح القدس را یافته اید تا نشان دهد که شما چه هستید. این دامن های شرم آور فاقد فضیلتی است که شما به آن رسیده اید. درست است. یک زن واقعی هنگامیکه با فضیلت و پاکدامنی خویش آن بیرون می‌ایستد ممکن است به آن بخندید یا آنرا از مد افتاده بخوانید . ولی شما چیزی داریدکه آنها نمی‌توانند به آن برسند و آن را از دست داده اند و دیگر نمی‌توانند دوباره آن را داشته باشند. درست است شما پاکدامنی و عفّت دارید این چیزی است که خدا به دنبال آن است. پاکدامنی می‌بینید.
37. امّا اولین نکته ، اگر سوالی در ذهن شما وجود دارد، اصلاً این کار را نکنید. اگر سوالی در ذهنتان هست به صف دعا وارد نشوید. نیائید مگر اینکه قطعاً و کاملاً به آن ایمان داشته باشید. به هیچ عنوان چیزی در ذهن شما نباشد. چرا که می‌خواهید شفا یابید و بعد به عنوان یک فرد سالم این جایگاه را ترک خواهید کرد. درست است زمانیکه در ذهن شما هیچ سوالی باقی نباشد شما باید به خدا ایمان داشته باشید نه تظاهر به ایمان ، ایمان واقعی!
38. و ذریّت ابراهیم این را باور دارد زیرا کلام چنین گفته است، و این دلیلی است که ما به آن ایمان داریم. نه به انتقادی که بعضی ها انجام داده باشند و یا چیزی که کس دیگری گفته باشد بلکه بدلیل اینکه خدا گفته است و آن است که این حقیقت را می‌سازد. وقتی خدا این را می‌گوید دیگر سوالی باقی نمی‌ماند. او آخرین کلام است. او نهایت و سرانجام است. هیچ چیز دیگری نیست که بر خلاف آن سخن گوید. بلکه خدا راستگو باشد و هر انسان دروغگو.
39. اکنون همانطور که بعضی از این ذریّت را بررسی می‌کنیم، فکر کنیم به فرزندان عبرانی فکر کنیم. به فرزندان عبرانی بعد از اینکه در مورد پرستش مجسمه آزموده شدند. به یاد دارید که پادشاه گفت: هر آنکس که در برابر این مجسمه تعظیم نکند به تون آتش افکنده خواهد شد. این فرزندان به درستی کلام خدا ایمان داشتند و اینکه نمی‌بایست مجسمه ای مانند آنرا پرستش نمایند ولی آنها به نهایت آزمون وارد شدند و آزموده شدند.
40. در حالیکه بقیه فرزندان پذیرفتند و مهیّای پرستش شدند. آنها درست به طریقی رفتند که پادشاه گفته بود. آنها تفکّرمحبوب دوران را برگزیدند و با آن حرکت کردند که به آنها گفت، باید این کار را بکنند.
41. و هنگامیکه آنان آزموده شدند که آیا مجسمه را پرستش کرده و کلام خدا را می‌شکنند یا خیر، آنها با کلام ماندند صرفنظر از شرایط، آنها با کلام باقی ماندند و هنگامیکه ایشان را به تون آتش افکندند وعده ی خدا محقق شد . ایشان دروازه های دشمنان خود را متصرّف شدند. و یک نفر چهارم وجود داشت که آنجا با ایشان ایستاده بود با کلیدی که حرارت را از آتش جدا کرد تا به ایشان گزندی نرساند، و کاری نمی‌توانست انجام دهد جز اینکه آنان را آزاد سازد آمین.
42. زمانیکه یک مرد یا یک زن حاضر است آزمون را برگزیند . یک محک حقیقی!
43. می‌دانید ، آنها مجبور بودند تا به آن آتش داخل شوندو هنگامیکه این کار را کردند، درون آتش بودند، تنها چیزی که رخ داد آزمون آتش ایشان را گشود. یعنی بند ها را از دستان ایشان گشود.
44. چندین مرتبه خدا به ما اجازه می‌دهد، هنگامیکه تماماً مقیّد دنیا شده باشیم او اجازه می‌دهد آزمونهای آتشین بر ما قرار گیرد. جائیکه مجبوریم یک تصمیم بگیریم و هنگامیکه این کار را می‌کنیم تنها کاری که آن محک می‌تواند انجام دهد. هنگامیکه یک ذریّت راستین ابراهیم بر سر دوراهی قرار گرفته است و هنگامیکه تصمیم می‌گیرد تا خدا را خدمت کند تنها می‌تواند قیدها را از او بگشاید و ما را رها سازد. شیطان ممکن است به بلا دچار سازد . ممکن است به شما چیز دیگری بدهد چطور می‌فهمید که این خدا نیست که شما را به آن دوراهی کشانده تا ببیند شما چه تصمیمی‌می‌گیرید.؟
45. آنها دروازه های آتش را متصرف شدند. آتش نتوانست ایشان را بسوزاند. حتی بوی آتش بر آنان اثر نگذاشته بود، زیرا آنها می‌دانستند که ذریّت ابراهیم هستند و برای خدا وکلام او ایستادند. آنها دروازه های دشمن را تصرّف نمودند و آتش نتوانست آنها را بسوزاند ، زیرا آنها متصرّف دروازه ها شده بودند.
46. و بعد مردی بود، یک نبی به نام دانیال او ........ او آزموده شد آیا می‌توانید یک خدای راستین را خدمت کنید یا نه. وقتی به آن زمان رسید که آیا او می‌تواند یک خدای راستین را خدمت کند یا یک خدای کفر را پرستش نماید، از انجام آن سر باز زد و هر روز به خدای خویش دعا نمود و به خاطر آن گرفته شد. بوسیله یک مجازات فدرال وبه درون چاه شیران انداخته شد. یک مشت شیر گرسنه که بدنبال او غرش نمودند. او چه کرد؟ او دروازه های دشمن خویش را فتح نمود شیران نتوانستند او را بخورند. خدا یک ستون آتش فرستاد یک فرشته که بین او و شیران ایستاد.
47. او دروازه های دشمن را متصرّف شد، زیرا آزموده شده بود که می‌تواند یک خدای راستین را پرستش نماید یا یک دوجین خدایان دروغین را برای پرستش دارد. پس او آزمون را گذراند و دروازه های دشمن را متصرّف شد . شیران حتّی نتوانستند او را لمس کنند. زیرا خدا با او بود. وعده ی خدا راست باقی ماند زیرا او یک ذریّت راستین ابراهیم بود.
48. موسی، اوه یک نمونه ی بزرگ دیگر. او نیز آزموده شد تا وعده ی خدا را که به او داده بود ببیند «وفتی به آنجا بروی با تو خواهم بود » و زمانیکه او در برابر مقلّدین عطای او یعنی یَنیس و یَنبِریس که تلاش می‌کردند تا ایستاده و هر آنچه که خدا انجام آنرا به موسی امر کرده بود را تقلیدکنند. و خدا او را خوانده بود و او می‌دانست که او کسی است که وی را بر این کار مقدّر نموده است و آنجا ایستاد و چنانکه خدا بدو او گفته بود معجزه را انجام داد مقلّدین نیز آنجا ایستاده بودند تا همان کار را انجام دهند. ولی این موسی را آزار نمی‌داد. او در راستی کلام خدا ماند و دروازه ها را متصرّف شد آمین. زیرا او در راستی کلام خدا ماند، مهم نبود چه کسی تلاش می‌کند آن را تقلید کند.
49. این چه درس بزرگی است برای تمام مسیحیان! وقتی اطراف خود را می‌نگری و یک ریا کار را می‌بینی به خاطر داشته باش که او یک مقلّد است که می‌خواهد یک چیز حقیقی را جعل کند. ولی این فقط به این معنی است که یک نفر وجود دارد که حقیقی است. در راستی کلام خدا باستید! مهم نیست که چه چیزی می‌آید یا می‌رود، وعده را حفظ کنید. بله دانیال در راستی کلام خدا باقی ماند.
50. مهم نیست چند نفر سعی کردند از او تقلید کنند. یا هر چیز دیگر او برای یک هدف آمد تا اسرائیل را از مصر خارج سازد، و آنها را به سرزمین وعده ببرد. و هنگامیکه زمان آن رسید که آنها به سرزمین وعده بروند خارج از مصر، دریای مرده سر راه آنان قرار گرفت و او دروازه های آن آب را متصرّف شد و دروازه ها بر او گشوده شد و آبها به عقب رفت و موسی اسرائیل را به بیابان برد، به کوهستان، جایی که خدا او را مأمور ساخته بود تا قوم را بدانجا بیاورد. آمین. او دروازه های دشمن را متصرّف شد.
51. پدر او ابراهیم این وعده را داشت که ذریّت راستین او دروازه های دشمن را متصرّف خواهند شد. دروازه های آبی بسته بود و او نمی‌توانست عبور کند و آن، مسیر وظیفه بود. او قرار بود بنی اسرائیل را به آن کوه بیاورد. خدا به او گفته بود. دروازه ها به طریقی جدید در راه او ایستاده بودند، و او دروازه های دشمن را متصرّف شد.
52. یوشع، اندکی بعد هنگامیکه که آنها به قادش آمدند که در آن زمان کرسی داوری جهان بود. در آنجا اسرائیل داوری آن را دید. می‌بینیم که یوشع با کالیب و دوازده نفر دیگر....... یا ده نفر دیگر. از هر سبط یک نفر فرستاده شد تا زمین را جاسوسی کنند. زمینی که امّاده ی دریافت آن بود.
53. و هنگامیکه آنها آن افراد غول پیکر را در آنجا دیدند ده نفر از آنها احساس خیلی بدی داشتند. آنها می‌گفتند: « ما نمی‌توانیم آن را بگیریم این بسیار عظیم است. چرا، به مخالفتی که ما داریم توجه کنید» امّا هنگامیکه آنها بازگشتند تا گزارش دهند. آنها یک گزارش شیطانی دادند.
54. چرا آنها با اینکه خدا به آنها گفته بود این زمین را به شما دادم، از آن شماست.چنین گزارشی را دادند؟ خدا در مصر به آنها گفته بود: « این زمین را به شما دادم، این زمین نیکوست، این زمین به شیر و شهد جاری است »
55. ولی وقتی آنها دیدند که مخالفت بسیار شدید است ، ده نفر از آنها آمدند و گفتند : ما نمی‌توانیم این کار را بکنیم.
56. این یوشع بود که قوم را آرام کرد و گفت: توانائی ما فراتر از تصرّف این است ، توانایی ما فراتر است. به چه دلیل؟ او به وعده نظر داشت. او یک ذریّت راستین ابراهیم بود. صرف نظر از اینکه شرایط چگونه بود. ما می‌توانیم دروازه ها را متصرّف شویم زیرا خدا این زمین را وعده داده است . و او دروازه را متصرّف شد.
57. بعد ها زمانیکه او با بنی اسرائیل به رود اردن رسید آنجا بر فراز کوه ایستاده بود. آن رود، بزرگ و خروشان بود. آن رود از کوهها به پایین سرازیر شده و در آنجا گسترش می‌یافت. به نظر می‌رسید او در بدترین زمان سال به آنجا رسیده بود ولی در عین حال او یک ذریّت ابراهیم بود. او می‌دانست که دارای یک وعده است و در مسیر انجام وظیفه بود. خدا به او یک رویا داد که چگونه این کار را انجام دهد و بعد او دروازه های رودخانه را تصرّف نمود. آنوقت دروازه های دشمن را فتح کردند و به سرزمین وعده عبور نمودند زیرا خدا به آنها گفته بود که این کارا را بکنند. به ذریّت ابراهیم.
58. برادران و خواهران وقتی به آنطرف رود رسیدند، اریحا با آن دیوارهای بلند در برابر آنها بود، آنقدر بلند که سه ارابه می‌توانست در آن عبور کند. این اسرائیلی ها چگونه می‌خواستند با آن شمشیرها و ابزارهایی که در اختیار داشتند به آن دست یابند؟ امّا او هنوز یک ذریّت ابراهیم بود. خدا به او یک رویا داد. به او گفت که چگونه آن را انجام دهد. « کرنّا را بنواز» آمین. همین است. کرنّا را نواخته و به دور دیوار طواف کنید. آن دروازه ها در برابر شما فرو خواهد ریخت. آمین. او ذریّت ملوکانه ابراهیم بود. او ایماندار راستین خدا بود. دروازه ها در برابر تو فرو خواهند ریخت صدای خود را بلند کن و کرنّا را بنواز. این تنها کاری است که باید انجام دهی. و چه اتّفاقی افتاد؟ دروازه ها فروریخت و یوشع شهر را تصرّف نمود.
59. اندکی بعد از آن می‌بینیم که دشمن تارو مار شده و در حال فرار بود تا جائیکه او خورشید را برای تعقیب ایشان متوقّف نمود. همانطور که در موعظه ی پارادوکس به آن پرداختیم. او تا زمان تصرّف دروازه های دشمن خویش خورشید را متوقّف نمود.آمین. او می‌دانست که خورشید در حال پایین رفتن است و در این صورت عَمالقه و اَموریان متفرّق خواهند شد و احتمال تجدید قوای آنها زیاد است . اگر آنها با هم متّحد می‌شدند و باز می‌گشتنند . آنوقت منهزم ساختن دوباره آنها کاری دشوار می‌بود. تنها چیزی آنها را متوقّف می‌کرد زمان بود و او زمان را متوقّف نمود. آمین آمین! یک چیز بود که وعده او را حفظ می‌کرد و آن خورشید بود، بطور طبیعی خورشید باید عبور می‌کرد و او طبیعت را متوقّف نمود. چرا؟ او ذریّت ابراهیم بود. او به وعده خدا ایمان داشت. او خورشید را متوقّف نمود و دروازه ها را تصرّف نمود بله آقا.
60. این مردان بزرگ، همه آنان مردانی بزرگ بودند ولی می‌دانید، وقتی آنها، هر یک از آنها هنگامیکه به دروازه های مرگ رسیدند، همه ی آنها باید می‌مردند. زیرا آنها مردانی بزرگ بودند، آنها دهان شیران رابستند، از تون آتش بیرون آمدند، از تیغ شمشیر و........ در عبرانیان باب 11 این به ما گفته شده است. و ایشان دروازه های دشمن را تصرّف نمودند، تمام دشمنان به جز یکی و آن، مرگ بود. مرگ تمام آنها را در خود بلعید.
61. سپس یک روز ، یک نسل ملوکانه ی ابراهیم پیش آمد. عیسی مسیح، پسر خدا، نسل ابراهیم، توسط ایمان نه از طریق اسحاق، ذریّت جسمانی آنها سهم خود را ادا کردند. بلکه اینجا کسی می‌آید که از یک تولّد جسمانی نیست. کسی می‌آید که توسط خواهش جسم بدنیا نیامده. او از یک باکره بدنیا آمد. پسر خدا، ذریّت ابراهیم، این چه مرد بزرگی بود! سایر جسمانیها همگی از تولّد جسمانی بودند. این مرد از یک باکره تولّد یافته بود. هنگامیکه به جهان آمد چه کاری انجام داد؟ او بر هر دشمنی که شیطان در اختیار داشت فاتح شد! او بر همه چیز غالب شد.
62. او چه کاری کرد؟ او بر بیماری و ضعف غالب شد. هیچ بیماری نمی‌توانست در اطراف او وجود داشته باشد. هر جا که بیماری بود او بر آن غالب شد. وقتی بر آن غلبه یافت چه کرد؟ کلید را به ما داد. آمین. با گفتن:« هر آنچه در زمین ببندید در آسمان بسته شود » اوه آمین! این نسل ملوکانه ی ابراهیم است. وعده ی او اکنون روح القدس در ما، با کلیدها، این را بر بیماری انجام می‌دهد. او بر بیماری غالب آمد. بیماری نمی‌تواند در حضور او بایستد و او به ما گفت کلید انجام همان کارها را به ما داده است. غلبه بر بیماری، « هر آنچه در زمین ببندید در آسمان بسته شود »
63. همچنین وسوسه او به هر طریقی مانند ما وسوسه گشت. او چه کاری انجام داد؟ بر آن غلبه یافت و به ما چه گفت؟ « با شیطان مقاومت کنید، و در برابر پایهای شما خواهد افتاد » او برای ما بر بیماری غلبه یافت. او به خاطر ما بر وسوسه غلبه یافت. دروازه ها را در هم شکست. کلید را از وسوسه کننده بر گرفت و آن را به ایمان دار داد، به نسل ابراهیم و گفت: « اگر شما را وسوسه کند مقاومت کنید و او در برابر پایهای شما خواهد افتاد » اوه خدای من! در برابر او مقاومت کنید!
64. او هم بر موت و هم بر عالم اموات غلبه یافت. او در روز سوّم برخواست و گفت: « من غالب آمدم. چون من زنده هستم شما نیز زنده هستید. » اوه چه وعده ای، این مربوط به نسل ابراهیم است. او بر گور غلبه یافت و در روز سوّم بخاطر عادل شمردن ما برخاست. وقتی برخاست او عدالت ما بود. آن ما را چه ساخت؟ او بر بیماری غلبه یافت، بر مرگ غلبه یافت، بر عالم اموات غلبه یافت، بر گور غلبه یافت، بر وسوسه غلبه یافت. اوه!
65. اینک ما بواسطه ی او فراتر از غالبان هستیم، او که ما را محبت نمود و جان خویش را برای ما داد نسل ملوکانه ی ابراهیم. با هما روحی که در ماست و در او بود ما فاتحان هستیم. همه ی دروازه ها برای ما فتح شده است، تنها کاری که ما باید انجام دهیم تصرّف آن است. این اکنون فتح شده است. بیماری مغلوب گشته است. موت مغلوب گشته است. عالم اموات مغلوب گشته است. همه چیز مغلوب گشته است و به فیض او کلید در دست ماست. آیا می‌ترسید که آن را به قفل بیندازید و بگوئید « من به نام عیسی مسیح می‌آیم»؟ هرآنچه می‌خواهید به نام من از پدر بطلبید. من او را دوست دارم.
66. بعد از اینکه دو هزار سال گدشته است. دو هزار سال، او هنوز در میان ماست آن فاتح مقتدر که حجاب را برداشت و هر ضعف، هر زخم، و هر چیز را بر خود گرفت. و ضعف های ما را بر صلیب خویش میخکوب نمود و بر آنها غالب آمد و بخاطر عدالت ما برخاست و بعد از دو هزار سال زنده است تا خود را بعنوان عیسی مسیح زنده در میان نسل ملوکانه ی ابراهیم آشکار سازد که وارث همه چیز است. اوه خدای من آنانی که بعد به آزمون آورده می‌شوند وعده ی خدا! اگر بتوانید به کلام ایمان داشته باشید آنوقت شما نیز نسل ملوکانه ی ابراهیم هستید اینگونه است که شما به سمت آن می‌آئید.
67. اگر نمی‌توانید آن محک کلام را برگیرید، و اگر شک دارید، اندکی به آن بد گمان هستید، نمی‌توانید به آن ایمان داشته باشید یا مورد دیگری هست، پس به صف دعا نپیوندید. من حتّی نمی‌توانم اطراف این مذبح دعا قدم بگذارم تا زمانی که شما فیض کافی برای دانستن اینکه کلام خدا درست است را نیافته باشید.
68. و بعد هنگامیکه شما یکبار از آن حجاب بی ایمانی عبور کنید آنوقت کلید در دستان شماست. کلید موت، عالم اموات و قبر زیرا شما فاتحی را بدست آورده اید که برای شما بر تمام اینها غالب آمده، آنوقت شما عبرانیان 8:13 را بدست آورده اید که می‌گوید: « عیسی مسیح دیروز، امروز، و تا ابداباد همان است. » چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟
69. امروز مردم می‌گویند: « اوه، به تو می‌گویم او- او- او در طریقی مشخص است. »
« او همان است » کتاب مقدّس گفته است.
« اوه او امروز آنچه که انجام می‌داد را انجام نمی‌دهد. »
70. ما همین الآن این را متوجّه می‌شویم، وقتی که کلام او اثبات و آشکار شده است. این چه کاری می‌کند؟ آن را دوباره به سمت آنها می‌اندازد. آمین.
71. نسل حقیقی ابراهیم به آن ایمان دارند، آنها این را می‌داند. و او امشب همانطور که ابراهیم را در ایّام لوط ملاقات نمود و از طریق گفتن اینکه سارا پشت سر او چه گفت آن معجزه را انجام داد، اینجا ایستاده است. عیسی وعده داد، به نسل ملوکانه ی ابراهیم که کلیسا همان چیزها را درست قبل از آمدن او خواهد دید. این چیست؟ این باید رخ دهد. خدا این را وعده داده است. عیسی مسیح این را تأئید نموده و گفته است که چنین است و امروز ما اینجا هستیم . بعد از دو هزار سال او را در میان خود می‌بینیم. هنوز همان فاتح بزرگ او بر مرگ غالب آمد، بر عالم اموات، بر قبر، بر تمام موهومات و..... کلام را گرفت............؟............... بله
72. او گفت اگر در من بمانید و کلام من در شما، هر آنچه خواهید بطلبید که به شما عطا خواهد شد و این چه بود؟ مسیح، کلام، که در قلب شماست. اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، آنوقت بر همه چیز غالب می‌آیید زیرا من به خاطر شما غالب آمدم، آنکه به من ایمان آورد من را بپذیرد، نه اینکه فقط تظاهر کند به ایمان. او که من را بشنود. کلام من را بشنود، کلام مرا بفهمد و به فرستنده ی من ایمان آورد حیات جاودان دارد و در وسوسه و محکومیّت نمی‌افتد بلکه از موت به حیات منتقل گشته است. او این است فاتح ، مقتدر!
73. امروز او اینجاست، دیروز، امروز و تا ابدالاباد همان. او امروز اینجا در برابر نسل ابراهیم که به خروج از بابل فراخوانده شده اند، به خروج از سدوم، به خروج از دنیا و جدا گشته اند، وعده خود را دقیقاً به همان صورت نشان می‌دهد. بعد از دو هرزار سال او امشب در بین ما می‌ایستد، آن فاتح مقتدر کلام خدا که قادر است افکار قلب را تشخیص دهد و نیّات وابسته به آن را. این چیست؟ « ذریت تو دروازه های دشمن را متصرف خواهند نمود » این چیست؟ نسل ابراهیم است، نسل ملوکانه، که به کلام ایمان دارد و کلام ............ کلام خدا است.
74. اکنون وقتی این را می‌بینیم با آنها فریاد بر آوریم مثل آن شعر قدیمی‌:
زنده بودم او مرا محبت کرد، مردم او نجاتم داد
دفن شدم، او گناهانم را برداشت.
قیام کردم، او برای همیشه عادلم ساخت
یک روز او می‌آید، اوه چه روز پر جلالی.
75. یکنفر گفت: « داری پیر میشی پسر » کاری از دستم بر نمی‌آید.
76. از وقتی یک پسر بچّه ی کوچک بودم زندگی کرده ام، تنها آرزو و خواستی که تا به حال داشته ام، دیدن آمدن اوست. من حیات خویش را برای آن هدف داداه ام هنوز به عنوان یک پیرمرد پشت منبر هستم، به همان داستان ایمان دارم و بزرگترین چیزی که می‌توانم به آن فکر کنم این است که ببینیم عیسی مسیح از آسمانها پائین می‌آید........... تعجّبی نیست که می‌توانیم بخوانیم:
همه قدرت نام عیسی را صدا زنید
فرشتگان بر خاک افتند
تاج ملوکانه را پیش آورید
و خداوند همه را تاج گذاری نمائید
77. چرا؟ او فاتح بزرگ است. اگر در او باشید در کلام هستید. او گفت: اگر در من بمانید، هر آنچه خواهید بطلبید (هر آنچه) زیرا تمام دروازه ها اکنون مغلوب گشته اند. پس می‌توانیم بگوئیم:
چون تمام وعده های کلام از آن من است
هر باب، هر آیه، هر خط
من به کلام الهی او ایمان دارم
چون تمام وعده های کلام از آن من است.
78. دوستان، آیا میدانید که این به چه معناست؟ هر وعده ای که خدا به ابراهیم داده است. هر وعده ای که به زبان انبیا گفته شده است. هر وعده ای که عیسی مسیح برای امروز داده است. او اینجاست تا آن را تأئید سازد و نشان دهد که تا ابد زنده است. ذریّت تو دروازه های دشمن خویش را متصرّف خواهند شد.
79. وقتی زمان به لحظه مرگ می‌رسد، شما می‌گوئید: در این مورد چطور؟ شما هنوز مالک آن چیزی هستید که پولس گفت: « ای موت نیش تو کجاست و ای گور ظفر تو کجا؟ لیکن شکر خدا است که ما را بواسطه خداوند ما عیسی مسیح ظفر می‌دهد. »
فرشتگان در خاک افتند
تاج ملوکانه را پیش آورید
خداوند همه را تاج گذاری نمائید

80. امشب بعد از دو هزار سال ایستاده ایم تا او را ببینیم، چرا که آن قادر متعال پرده ای را که ما را از وعده های خدا جدا می‌ساخت درید، و ما در او پیروز هستیم . دعا کنیم.
81. پدر آسمانی، امشب اینجا ایستاده ایم در حضور روح القدس آن شخصیّت عظیم عیسی مسیح به شکل روح که وعده بود تا بر نسل ابراهیم آید. نسل ملوکانه، اوه خداوندا، دعا می‌کنیم اگر مرد یا زن، دختر یا پسری اینجا هست که تو را نمی‌شناسد، در ذهن خویش دچار شک و تردیدی و یا یأس در مورد کلام خدا هستند که آیا این درست است یا نه، اوه خداوند بزرگ که وعده را دادی امشب بیا! تو یک وعده ی عظیم دادی ( هر که به من ایمان آورد کارهایی را که من می‌کنم او نیز خواهد کرد و بزرگتر از اینها نیز خواهد کرد. زیرا که من نزد پدر می‌روم) پدر، خداوندا، دعا می‌کنیم تا کلام خود را تأئید نمایی.
82. امشب عده ی زیادی از فرزندان ابراهیم اینجا هستند که بیمارند. اوه، شریر آنها را اسیر نموده است آنها را در اسارت گذاشته است و گفته است: اکنون باید بمیرید شما بیماری قلبی دارید. شما به این یا آن مبتلا هستید و باید بمیرید.
83. اوه خداوند، امشب کرنّای یوبیل انجیل به صدا در بیاید که هر برده ای بتواند آزاد شود. عیسی مسیح آن دروازه ها را فتح نموده است. ما کلید را در دستان خود داریم اوه! « به نام من دیو ها را اخراج خواهید نمود، هر آنچه به نام من از پدر بخواهید آن را به جا خواهم آورد. هر که به من ایمان آورد کارهایی که من میکنم او نیز خواهد کرد. کلام خدا تیز تر و برنده تر است از هر شمشیر دو دم و ضمیر افکار قلب........... »
84. و « چنانکه در ایام نوح بود در آمدن پسر انسان نیز چنین خواهد بود چرا که آنها می‌خورند و می‌نوشیدند و نکاح گرفته می‌شوند » و به جهان نگاه می‌کنیم، « نشانه ای خواهد بود مناظر مهیب از آسمان ، زلزله ها در مناطق مختلف ، طغیان دریاها، امواج جذر و مدّی ، ترس در بین انسانها ، پریشانی در بین امّتها ، سرگشتگی در آن زمان. »
85. و چنان که در ایام لوط بود در آمدن پسر انسان نیز باید باشد. اوه خداوندا امشب بیا و کلام خود را نشان بده ، امشب بیا و ایمان فرزندان ابراهیم را بپذیر. به نام عیسی مسیح این را میطلبم. آمین.
86. خدا به شما برکت بدهد. امشب نمی‌خواهم مانند همیشه شما را به مذبح دعا دعوت کنم. می‌خواهم بر عهده ی شما بگذارم. « لیکن چون بسیاری پذیرفتند، تعمید یافتند. » درست است، چون بسیاری او را پذیرفتند. می‌خواهیم برای بیماران دعا کنیم.
87. می‌توانستم تمام شب را در اینجا صحبت کنم. شما حضّار دوست داشتنی هستید. ولی آنچه من می‌گویم از یک انسان است ولی اگر کلام او را می‌گویم آنوقت این کلام من نیست، کلام اوست. اگر چیزی بگویم و خدا آنرا حمایت نکند پس آن کلام من بوده، اگر کلام او را بگویم و او حمایت کند، چه کسی آنقدر گناهکار است مرد یا زن، پسر یا دختر، که از آن بی تفاوت بگذرد و بگوید که اینچنین نیست؟
88. عیسی هنگامیکه این کارها را کرد آنها می‌گفتند این مرد یک پیشگوست، او شریر است، یک پیشگو، همه می‌دانند که پیشگویی از شیطان است، آنها گفتند: او یک پیشگو است. امّا آیا تا به حال دیده اید که یک پیشگو انجیل را موعظه کند؟ تا به حال دیده اید که یک پیشگو دیو ها را اخراج کند؟ حقیقاتاً خیر، آنها این کار را نمی‌کنند.
89. او گفت: اکنون من، پسر انسان، شما را بخاطر این کار خواهم بخشید، لیکن چون روح القدس آید و بر علیه آن سخن گوئید هرگز بخشیده نخواهید شد. نه در این جهان، نه در آن جهان زیرا کار خدا را یک روح ناپاک خوانده اید.
90. خدا ما را ببخشد و دعا می‌کنم امشب ، خدا پائین بیاید و این کلام را در برابر شما تأئید کند.
91. برادر، خواهر، این جان من است. من باید خداوند را ملاقات کنم، من مسئول چیزی هستم که به شما می‌گویم. خدا من را مسئول این می‌داند. درست است. چه فایده ای برای من داشت که اینجا بایستم و این چیز ها را بگویم. وقتی می‌دانستم که جان خویش را محکوم به موت نموده ام.
92. راهی هست که به نظر انسان درست می‌آید ولی سرانجام آن به موت است. خدا به هیچ مفسری نیاز ندارد همانطور که گفته ام او کلام خویش را تفسیر می‌نماید.
93. نسل ابراهیم باید دروازه های دشمن را تصرف کند. به این ایمان دارید؟ [جمعیِت می‌گویند آمین]
94. اگر می‌توانستم شما را شفا دهم این کار را می‌کردم. مسیح هم اکنون شما را شفا داده است. تنها نکته، کلید در دستان شماست. کلید، ایمان شماست. تا آن را نگاه دارید. امشب آن قفل را باز کنید. آیا چنین نخواهید کرد؟ مادامی‌که او امشب به میان ما می‌آید. آن قالب و فاتح قدرتمند که بر هر ضعف غالب آمد، به اینجا می‌آید و نشان می‌دهد که این کار را کرده است، زیرا هنوز او کلام است و کلام ممیز افکار قلب است.
95. کدام کارت دعا؟ B یک تا ................ شب قبل از کدام کارت شروع کردیم؟[ یک نفر می‌گوید از یک] از پنجاه شروع کنیم. کارت Bپنجاه کیست؟ دست خود را بلند کنید. کارت دعا سری B دیشب ازیک شروع کردیم و امشب از پنجاه شروع می‌کنیم.
96. B پنجاه را چه کسی دارد؟ دست خود را بالا نگه دارید. کارت دعای Bپنجاه، یعنی اینجا نیست؟ دست شماست؟ بسیار خوب B پنجاه B پنجاه و یک ، چه کسی آن را دارد؟ B پنچاه و یک بسیار خوب B پنجاه و دو B پنجاه و دو را چه کسی دارد؟ بسیار خوب B پنجاه و سه و پنجاه و چهار، بیائید اینجا پنجاه و چهار و پنجاه و پنج.
97. قبل از اینکه اینجا بیائیم پسرم آمد و تعدادی از کارت ها را قاطی کرد. می‌بینید که در چه وضعیّتی هستند. یکی اینجا و یکی آنجا. آنها نمی‌دانند، شما باید از این ردیف بیائید و یک را بردارید بعدی ده را بر می‌دارد و بعدی بیست و پنج. نمی‌دانیم که این کجاست ولی هر جا که هست مهم نیست.
98. چند نفر را صدا زدیم؟ پنج، چهار، B پنجاه بود اینظور نیست؟[ یک نفر می‌گوید بله ] B پنجاه تا پنجاه و پنج. پنجاه و شش، پنجاه و هفت، پنجاه و هشت، پنجاه و نه، شصت، حال ببینیم. آنها را بشماریم. یک، دو،........ شصت، هفتاد، اگر می‌خواهید اوّل آنها بایستند. B پنجاه تا هفتاد، هفتادو پنج، برادر روی اگر می‌خواهید تا من با حضّار صحبت می‌کنم آنها را بشمارید.
99. چند نفر در آنجا هستند که اینگونه به نظر می‌رسند ولی کارت دعا نگرفته اند؟
100. به یاد داشته باشید عیسی گفت: کارهایی را که من کرده ام شما نیز می‌کنید. درست است؟ [ جماعت می‌گویند آمین] درست است به این ایمان دارید؟[ آمین] نسل ابراهیم، چنین گفته است.
101. کتاب مقدّس می‌گوید او کاهن اعظم است. عبرانیان باب چهارم، رئیس کهنه ای داریم که می‌تواند همدرد ضعفهای ما بشود. به این ایمان دارید؟ [ جماعت می‌گویند آمین] اگر او دیروز، امروز و تا ابدالاباد همان است، چطور این کار را می‌کند؟
102. در کتاب مقدس یک زنی بود.... به چیزی که می‌گویم توجّه کنید و یک زن در کتاب مقدس که شاید کارت دعا هم نداشت ولی در قلب خویش گفت به او ایمان دارم اگر فقط بتوانم او را لمس کنم، او تمام دارایی خود را خرج پزشکان کرده بود........ آنها نتوانسته بودند به او کمک کنند. مورد او بسیار عظیم بود آنها کاری نمی‌توانستند بکنند. ولی او ایمان داشت که خدا می‌تواند به او کمک کند و او گوشه ی ردای وی را لمس کرد.
103. و او گفت: « نیرویی از من ساطع شد» درست است؟
104. ایمان دارید که او امشب همان است؟ [ جماعت می‌گویند آمین] ایمان دارید که او اینجاست[ آمین] چند نفر ایمان دارند که او از مرگ قیام کرد؟ [ آمین] اکنون چگونه می‌توانید اثبات کنید که او از مرگ قیام کرد؟
105. مدّتی پیش یک مرد مشهور پاپتیست نزد من آمد و گفت: برادر برانهام یکبار مغلوب یک مسلمان شدم که می‌گفت: اگر او قیام کرده و وعده داده است که همان اعمال را انجام خواهد داد بیایید درستی آن را ببینیم می‌بینید، آنها اعتقاد دارند که او این کار را نکرده است.
106. ولی ما ایمان داریم که او چنین کرده و می‌کند. ما ایمان داریم که او از مرگ قیام کرده است. هیچ مذهب دیگری در دنیا نیست که بتواند اثبات کند بنیانگذار آن زنده است، به جز مسیحیّت و تنها راهی که خدا می‌تواند آن را تأئید کند از طریق کسانی است که به آن ایمان دارند زیرا تنها راهی است که خدا می‌تواند کلام خویش را ارائه کند، یعنی کسانی که به آن ایمان دارند.
107. حال تا زمانیکه این صف دعا اینجا تشکیل شود نمی‌دانم چند نفر را خواهیم داشت، می‌خواهیم هر یک از شما موقعیّت خود را حفظ کنید. سرجایتان بمانید و از آنجا حرکت نکنید. به این طریق نظر کنید و بگوئید: خداوند عیسی، من ایمان دارم.
108. یادتان می‌آید او به من گفت: مردم را وادار که تو را باور کنند و زمانیکه دعا می‌کنی آنها صادق باشند. این در سرتاسر کشور بوده است. حدود پانزده سال است، و حتّی یک بار هم زایل نشده است نمی‌تواند اینگونه شود.
109. خدا، یک کاری که خدا نمی‌تواند انجام دهد زایل شدن است. او باید کلام خود را نگاه دارد. من به آن ایمان دارم. من به عیسی مسیح به همان صورتی ...... من به او ایمان دارم. بیشتر از اینکه ایمان داشته باشم اینجا ایستاده ام، بیشتر از اینکه ایمان داشته باشم در این ساختمان هستم این می‌تواند یک خیال یا یک رویا باشد. در جان خود، می‌دانم که عیسی مسیح، پسر خدا، زنده است و شما که نسل ابراهیم باشید در مسیح مرده اید، شما نسل ابراهیم هستید.
110. اکنون تعداد زیادی دستمال اینجا گذاشته اند موفقیّت زیادی از این طریق بدست آمده است، برای افرادی که به این ایمان دارند . حال بیائید سرهایمان را خم کنیم تا آنها حاضر می‌شوند و برای اینها دعا کنیم.
111. پدر آسمانی، ما در کتاب مقدس آموخته ایم و اینجا قومی‌وجود دارد که ایمان دارد هر کلامی‌که تو گفته ای حقیقت است. خداوندا چیزی باعث شده که آنها به جای کلید که خالی است چنگ بیندازند. آنها ایمان دارند که کلید انجاست فقط بگذار ادامه دهند. آنها آنرا خواهند یافت چون آنجاست و آن کلید، کلید درست است. اگر ایمان آوری همه چیز ممکن است . همانطور که سرود آن خوانده شد و یا شاید هم پخش شد.
112. در کتاب مقدّس گفته شده است: « دستمالها و تکّه های لباس از بدن پولس گرفته و برای بیماران و مبتلایان می‌فرستادند و بیماری و ارواح ناپاک آنها را ترک می‌کرد و آنها شفا می‌یافتند »
113. اکنون خداوندا می‌دانیم پولس رسول با تو است ولی این او نبود خداوندا، بلکه تو بودی، مسیح در او. « دیگر نه من زندگی می‌کنم بلکه مسیح در من » او این را می‌گفت.
114. و اکنون برای این نسل، تو هنوز مسیح هستی، چنانکه دیروز بودی. در حالیکه برای این دستمالها دعا می‌کنم و بر آنها دست می‌گذارم دعا می‌کنم تا هر دشمنی را مغلوب سازی به آنها ایمان عطا کن تا دریابند دشمن مغلوب گشته است.
115. و یک بار دریای سرخ چنانکه از آن صحبت کردیم سعی داشت تا اسرائیل را از وعده جدا سازد، در حالیکه آنها در مسیر انجام وظیفه بودند. یک نویسنده می‌گوید: خدا با چشمان غضبناک به پائین نگاه کرد، از طریق آن ستون آتش، و دریا هراسان گشت و دروازه های خود را گشود و ایشان از آن عبور کردند.
116. امشب از طریق خون عیسی مسیح به پائین نظر کن، باشد هنگامیکه این دستمالها بر بیماران قرار می‌گیرند دشمن ایمان ما را ببیند، چنانکه ما امشب این دعای ایمان را برای آنها انجام می‌دهیم و باشد تا هر یک از ایشان به نام عیسی مسیح نجات یابند. آمین.
117. اکنون می‌خواهیم که توجّه شما اینجا باشد. تا بحال هر کس که اینجا پشت میکروفن بوده است شاید به حرف او عمل کرده اید، چون اگر روح القدس باید این کار را ....... نمی‌گویم که او خواهد کرد.
118. حال هر کس که او اینجا بیاید و بگوید که قدرت دارد تا بیماران را شفا دهد او را باور نکنید. تمام قدرت در مسیح است. او غالب است، نه شما یا من. ما تنها کاری را که او انجام داده است را می‌پذیریم هیچ انسانی قدرت شفا را یا نجات را ندارد.
119. همه انسانهای جهان، بها اکنون پرداخت شده است. آنچه نیاز بود پرداخته شده است. چگونه بود؟ به خاطر عصیان ما مضروب گردید و از زخمهای او ما شفا یافتیم. شما، به خاطر شفای شما پرداخت شد. به خاطر نجات شما پرداخت شد. آیا ایمان آن را دارید که بیائید و بپذیرید؟ همین است. اگر شما نسل ابراهیم هستید این ایمان را دارید، خدا این را وعده داده است. چیزی درون شما است که می‌گوید آنجاست و چنین است.
120. حال عطا چیست؟ آیا عطا یعنی رفتن و شفا دادن قوم؟ نه عطا یعنی خود را از همه ی طریقها خارج کنی تا خدا بتواند از تو استفاده کند.
121. اکنون او وعده آن را داده است، آخرین نشانه، بر طبق عیسی مسیح، « چنانکه در ایام سدوم بود قبل از اینکه در آتش بسوزد نه قبل از اینکه چیز های دیگری واقع شود. » مثلاً انجیل توسط لوط موعظه شود. نه این قبیل چیزها بلکه درست قبل از اینکه در آتش بسوزد. خدا به صورت یک انسان پائین آمد و با کلیسای برگزیده نشست. ابراهیم و گروه او که دارای وعده بودند.
122. حال به یاد داشته باشید تنها نسل ابراهیم که آن را می‌پذیرد و دریافت می‌کند، « بعد از اندک زمانی جهان دیگر مرا نمی‌بیند. » عیسی گفت: « امّا شما مرا می‌بینید، زیرا با شما و در شما خواهم بود و تا انقضاء عالم همراه شما هستم. »
123. ولی او وعده داده است که درست قبل از آنکه دوباره بازگردد چنانکه در ایّام سدوم بود، ببینید که سدوم به چه می‌رسد، ببینید که کلیسای برگزیده به چه می‌رسد. « در بازگشت پسر انسان نیز چنان خواهد بود .» خدا به صورت یک انسان آشکار شد که وقتی پشتش به چادر بود گفت که سارا در داخل چادر چه گفته است. هرکس که این را حقیقت میداند دست خود را بلند کند. دقیقاً همین است او این وعده را داده است. ما در آن زمانیم. حال به یاد داشته باشید این آخرین چیزی بود که رخ داد، و دنیای بت پرست به آتش کشیده شد، سدوم، و فرزند وعده به صحنه آمد. ما در انتظار فرزند وعده هستیم. پسر خدا.
124. ما اینجائیم، خدا چشمان شما را باز کند. چیز دیگری نمی‌دانم که بگویم. او چشمان شما را باز کند.
125. اکنون پدر آسمانی من در مانده هستم. تنها گل رُسی هستم که تو به آن شکل دادی و به اینجا فرستادی. اوه خداوندا، باشد تا امشب فیض و حضور تو را داشته باشیم، تا تو از این توده گل رُسی که اینجا داری استفاده کنی شاید آنها آموخته باشند که این مربوط به دوران دیگری است، امّا این اینجا و در کتاب مقد،س است. این را تصدیق کن ای خداوند، این تفسیر تو است به هیچ چیز بیش از آن احتیاجی ندارد. اگر تو چنین کنی آنگاه آنها خواهند دید که کلام حقیقت است . عطا کن ای پدر خود را به دستان تو می‌سپاریم.
126. بگذار تا امشب هر کس که اینجاست از ایمانش استفاده کند. باشد تا هر عضو قبیله ی ابراهیم بواسطه ی عیسی مسیح امشب ایمان داشته باشد و حضور تو را بپذیرد. و ما تو را تجلیل می‌نمائیم . آمین.
127. اکنون این ....... این یک مقدار عجیب است از شما می‌خواهم که الآن به من کمک کنید، برایم دعا کنید، در آرامش و سکوت بنشینید صندلی های خود را ترک نکنید همانجا بنشینید و دعا کنید
128. اکنون می‌بینیم که در حال تغییر از بشارت به آرامش یافتن شما هستیم به آن طریقی که روح خدا شما را در بر گیرد و شما را کاملاً به بُعدی دیگر وارد سازد.
129. اکنون اینجا یک خانم جوان ......... یک مقدار اینطرف تر بیائید خانم ..... و فقط..... خوب است. من از این میکروفون فاصله نخواهم گرفت نمی‌دانم که چه اتّفاقی می‌افتد، می‌دانید، بعضی وقتها می‌دانید......... الآن تنها چیزی که می‌شناسم این میکروفون است، می‌بینید، و آنها تلاش می‌کنند تا این را ........ من نمی‌دانم....
130. ما برای همدیگر بیگانه هستیم. من شما را نمی‌شناسم و هرگز در زندگی خود شما را ندیده ام. شما بسیار جوانتر از من هستید و ما حتماً مایلها و سالها دورتر از هم به دنیا آمده ایم. این اوّلین باری است که همدیگر را می‌بینیم. درست است؟ اگر این گونه است دست خود را بلند کنید تا حضار بتوانند ببینند. اکنون او زنی است که اینجا ایستاده است.
131. ببینید، این را به کلام باز گردانید، یوحنّا باب 4 را باز کنید. وقتی به منزل رفتید این را بخوانید. نه، نه اینکه این خانم چنان زنی باشد، نمی‌دانم و شما می‌دانید که من عسیسی مسیح نیستم. امّا اینجاست. اکنون روح او ما را مسح می‌کند و می‌تواند مکشوف سازد که مشکل او چیست، همانطور که برای زن سر چاه انجام داد همان کار.
132. و بواسطه ی آن در جائیکه کاهنان و رهبران آن روز می‌گفتند: « این مرد پیشگو است، شریر است، بعلزبول است. »
133. این زن گفت: « آقا، می‌بینم نبی هستی. ما میدانیم که مسیح می‌آید و این نشانه ی او خواهد بود! »
134. اکنون چند نفر میدانند که این حقیقت است؟ [ جمعیّت می‌گویند آمین.] خوب اگر او دیروز، امروز و تا ابادالاباد همان است، این نمی‌تواند امشب نشانه ی او باشد؟ [ آمین] آیا او وعده داده که چنین خواهد بود، درست قبل از پایان زمان؟ [ آمین] حال ببینیم که او وعده خود به نسل ابراهیم را حفظ خواهد کرد؟
135. الآن اگر کسی اینجا هست که فکر می‌کند این غلط است به اینجا بیاید و همین کار را انجام دهد. اگر اینطور نیست، آنها هیچ چیز در این مورد نمی‌گویند.
136. حال در نام عیسی مسیح هر روحی را برای جلال خداوند در کنترل خود می‌گیرم.
137. خانم جوان، فقط چند لحظه با شما صحبت خواهم نمود. می‌دانید که خداوند ما با آن زن سر چاه صحبت کرد . او گفت: اندکی آب به من بنوشان. او داشت چه کاری انجام می‌داد؟
138. حال نگاه کنید ، این را در یوحنّا 5 گفته است: « آمین ، آمین به شما می‌گویم که پسر...» که خود او بود ، جسم « ... نمی‌تواند از خود کاری انجام دهد مگر آنجه ببینید که پدر به عمل آورد. زیرا که پدر پسر را دوست می‌دارد و هر آنچه خود می‌کند بدو می‌نماید. من از خود هیچ نمی‌توانم کرد مگر آنچه ببینم پدر به عمل آرد. » و بعد عیسی هرگز معجزه ای انجام نداد تا زمانیکه خدا ابتدا یک رویا به او نشان داد نه اینکه در گوش او بگوید، بلکه به او نشان داد آنچه ببینیم نه آنچه بشنوم. ببینم که پدر به عمل آورد . این چیزی است که او را یک نبی ساخته بود مانند موسی. چنانکه موسی گفته بود حال وقتی او ..... او پدر را می‌شناخت.......او ......
139. او در راه اریحا بود ولی باید از سامره می‌گذشت و به شهر سوخار آمد. و حال می‌بینیم سامریان چشم انتظار مسیح بودند.
140. یهودیان در انتظار او بودند. و او نشانه های خود را به آنها نشان داد. فیلیپُس ، نتنائیل، پطرس، به محض اینکه آن نشانه ها را دیدند گفتند: تو پسر خدا هستی. ولی ربّی یهودی گفت : این مرد بعلزبول است.
141. ولی به یاد داشته باشید، بت پرستان، ما آنگلوساکسون بودم و در انتظار مسیح نبودیم و با بت پرست رومی‌و ..... بودیم. ما در انتظار مسیح نبودیم او تنها به نزد کسانی می‌آید که در انتظار او هستند.
142. ولی سامریان در انتظار او بودند و او می‌بایست به نزد آنها می‌رفت، به سامره. او بر سر یک چاه نشست یک خانم جوان، شاید هم سن شما به آنجا آمد. او یک زن بد نام بود، فکر کنم داستان آن را خوانده اید. او گفت: ای زن جرعه ای آب به من بنوشان.
143. زن گفت: « اوه ، این رسم نیست که یک یهودی از یک سامری چیزی در خواست کند. »
144. او گفت: « اگر بخشش خدا را می‌دانستی و کیست که به تو می‌گوید آب به من بده ، هر آینه تو از او خواهش میکردی و به تو آب زنده عطا میکرد. »
145. مکالمه همینطور ادامه پیدا کرد و سر انجام او دریافت که مشکل زن چیست. به یاد دارید که این مشکل چه بود؟ او شوهران بسیاری داشت و گفت: « برو شوهر خود را به اینجا بیاور زن گفت: شوهر ندارم »
146. گفت: « راست گفتی زیرا پنج شوهر داشتی و آنکه اکنون با او زندگی می‌کنی شوهر تو نیست. »
147. زن گفت: « ای آقا می‌بینم که نبی هستی، می‌دانیم که مسیح خواهد آمد او همه چیز را به ما خواهد گفت و او گفت: من او هستم ».
148. او دَلوِ آب خود را رها کرد و به سمت شهر دوید و گفت: بیائید وکسی راببینید که هر آنچه کرده بودم به من گفت. آیا این مسیح نیست؟ آنها صدها سال بود که نبی نداشتند و اینجا مردی ایستاده بود که ادعا می‌کرد مسیح است. و اثبات کرده بود که نبی است ونشانه های مسیح را نشان داده بود.
149. اگر او همان کار را بکند باعث می‌شود که به همان چیز ایمان داشته باشید. دیروز، امروز و تا ابدالاباد همان بودن او، وعده ای که او از طریق این کلام انجام آن را وعده داده است؟ این باعث ایمان حضّار می‌شود؟ [ جمعیّت می‌گویند آمین.]
150. شما از مشکل کلیّه رنج می‌برید. اگر درست است دست خود را بلند کنید
151. چرا این همیشه با من برخورد می‌کند؟ یکی می‌گوید: او این را حدس زده. من هرگز حدس نزدم.
152. یک خانم محترم اینجا ایستاده است به من ایمان دارید؟ شما می‌دانید که من هرگز حدس نزده ام بگذارید یک چیز دیگر بگویم شوهرتان همراه شما است او نیز بیمار است. مشکل ستون فقرات دارد این طور نیست؟ چنین نیست؟ شما یک پسر بچّه دارید او نیز بیمار است. شما می‌خواهید برای او دعا بشود. او مشکلی در چشمانش دارد. درست است؟ یک دختر بچّه همراه شماست که مانند شما مشکل معده دارد. درست است؟ حال اگر ایمان داشته باشید همه ی شما می‌توانید شفا یابید. به این ایمان دارید؟ خدا به شما برکت بدهد. به خانه برگردید و شفای خود را دریابید.
153. ایمان دارید؟[ جمعیّت می‌گویند آمین.] او دیروز، امروز و تا ابدالاباد همان است . این چیست؟ او تلاش می‌کند چه کند؟ او دارد به شما، به نسل ابراهیم نشان می‌دهد که نمرده است. من می‌توانم آن کارها را انجام دهم او نمرده است. بلکه زنده است و به شما نشان می‌دهد که حق دارید تا دروازه های دشمن خود را متصرّف شوید.
154. این خانم، چند لحظه از این طرف بیائید. به گمانم ما تقریباً هم سن هستیم ولی تا جائیکه می‌دانم با هم غریبه هستیم. من شما را نمی‌شناسم و با هم غریبه هستیم. هیچ چیز از شما نمی‌دانم اگر درست است دست خود را بلند کنید. [ خواهر می‌گوید درست است] شما از همکاران کارت دعا گرفتیه اید و اکنون هم اینجا هستید. بسیار خوب حال اگر خداوند عیسی......
155. شاید اگر من می‌خواستم تلاش کنم تا جای اورال را برتر یا یکی از آن مردان بزرگ ایمان را بگیرم، باید میگفتم: خانم مشکل شما چیست؟
156. شما می‌گفتید: خوب من چنین و چنان هستم، و این درست نبود. می‌بینید. من نمی‌دانم می‌بینید؟ ولی او، شما دیدید، به او بگوئید مشکلتان چیست.
157. ممکن است دست بر شما بگذارد و بگوید: خدا من را فرستاد تا ......... تا برای بیماران دعا کنم آیا به این ایمان دارید ؟ بله. جلال بر خدا! بروید و ایمان داشته باشید.
158. درست است. درست است، خدا این را وعده داده است ولی می‌دانید ما کمی‌فراتر از آن زمان زیست می‌کنیم عیسی وعده داد. چنانکه در ایّام سدوم بود، اعمالی را که من انجام دادم شما نیز انجام می‌دهید.
159. حال اگر خدا به من بگوید که شما چه بوده اید، شما می‌دانید که درست است یا غلط. او می‌تواند به شما بگوید که چه خواهید بود و اگر آن درست باشد، این نیز درست خواهد بود. اگر او به شما بگوید در عین حال من ندانم، ولی اگر او به من بگوید که مشکل شما چیست
160. حضار محترم شما نیز ایمان خواهید آورد؟[ جمعیّت می‌گویند آمین.]
161. واقعاً باید توقّف کنم. آن یک بار، آن یک نفری که مدتی پیش اینجا بود او باید این را تأئید می‌کرد. عیسی یک بار این را انجام داد. او هرگز دوباره آن را انجام نداد. اهالی سوخار همه به آن ایمان آوردند، به شهادت آن زن وقتی او آمد و به آنها گفت، او یک زن بد نام بود. یک مسیحی همین الآن جایگاه را ترک کرد در برابر همه ی شما. آمین. ولی کارهایی که کند تر از چیزی است که ما فکر می‌کنیم، شاید او به اثبات خویش ادامه می‌دهد. آن فاتح عظیم، که نسل ابراهیم...... ولی درست است مانند ابراهیم ، او برای یکبار انجام داد سپس آن را از بین برد و دوباره انجام داد . ابراهیم در ایمان به او تداوم داشت.
162. شما به خاطر خودتان اینجا نیستید، به خاطر کس دیگری اینجا هستید و این فرد یک خانم است. او خواهر شما است. [ خواهر می‌گوید: اوه خداوندا.] و زن رو به مرگ است [ خدای من] و او از دیابت رنج می‌برد [ اوه] او اهل اینجا نیست [ نه] او .... او اهل لویزیاناست. از یک روستای باتلاقی. [ اوه، اوه، اوه] که ..... و یک چیز دیگر شاید حاضرین این را بدانند. شما یک دختر دارید که بسیار بیمار است و قصد داشتید او را به این جلسه بیاورید. او به صرع مبتلا است.[ اوه، اوه، اوه] درست است. درست است. این چنین نیست؟ [ اوه] حال ایمان دارید؟ [ بله آمین] اگر شما نسل ابراهیم هستید این را بپذیرید و بروید.[ خدای من ! خدای من] و در نام عیسی مسیح شفا یابید.
163. ایمان دارید؟ [ جمعیّت می‌گویند آمین.] مطمئناً . به یاد داشته باشید، این وعده ی اوست. او گفته است که این کار را خواهد کرد. او وعده خود را نگاه خواهد داشت.
164. حال شما چطور است؟ ما با هم غریبه هستیم. من شما را نمی‌شناسم. ولی خدا شما را می‌شناسد. ایمان دارید اگر خدا مشکل شما را بر من آشکار سازد. آنوقت شما می‌دانید که از یک قوّت روحانی بر من آمده است؟ [ خواهر می‌گوید: بله] حال تنها دو چیز است که شما می‌توانید متصوّر باشید. سر منشاء این است و زمانیکه انجام شد چیزی غیر قابل توصیف است. چرا که این یک پدیده است. و همچنین این یک پارادوکس است، چیزی غیر منطقی است. در عین حال حقیقی است. این یک پارادوکس است و حال شما این را می‌دانید که درست است یا غلط و شما خواهید دانست که خدا حقیقت را به من گفته است.
165. حال به خاطر داشته باشید من شما را نمی‌شناسم. باید یکنفر کنار من باشد. اگر شما مانند فریسیان باشید که گفتند: اوه، این یک روح ناپاک است آنوقت مزد فریسی را خواهید یافت. اگر ایمان داشته باشید این مسیح است اجرت او را دارید. دلیلی که می‌توانید به این ایمان داشته باشید به خاطر این است که او این را برای امروز وعده داده، و این از آن روز تا به حال نبوده است. این، امروز را زمان آخر می‌سازد.
166. یک نفر هست که مدام و همه وقت در نظر شما ظاهر می‌شود او یک مرد است، یک مرد با موهای خاکستری. او شوهر شماست. [ خواهر می‌گوید « بله »] که درست همینجا نشسته است . او تلاش می‌کند تا شفای خود را بدریافت. او مبتلا به سرطان است. یک تومور سرطانی، شما مبتلا به مشکل معده هستید و مشکل مثانه [ بله] شما آقا و خانم لیتِل (little) هستید. [ همینطور است] درست است؟ [ بله] با تمام قلبتان ایمان داشته باشید و شفا یابید.
167. نام او ، نام آنها را می‌گویی؟ بله قطعاً آیا عیسی به پطرس نگفت: تو هستی شمعون پسر یونا؟
168. یک مرد اینجاست ما باهم غریبه هستیم. من شما را نمی‌شناسم ولی شما مثل پطرس مردی هستید که نزد عیسی مسیح می‌رود. آیا شما مرا به عنوان خادم او قبول دارید؟ ایمان دارید آنچه گفتم حقیقت است؟ [ برادر می‌گوید: بله آقا قبول دارم] اگر بتوانی ایمان داشته باشی[ بله آقا] اگر کاری برای شما از دستم بر می‌آمد انجام می‌دادم. ولی کاری نمی‌توانم بکنم. او هم اینک این را انجام داده است. فقط چیزی است که با ایمانتان آن را بدست می‌آورید و می‌دانید این من نمی‌توانم باشم. اگر من بودم هر کاری از دستم بر می‌آمد برای شما انجام می‌دادم ولی او به من عطایی داده است و من فقط در برابر او خود را رها می‌کنم و او صحبت را انجام می‌دهد. [ درست است، بله آقا] آیا به آن ایمان دارید؟ [ بله]
169. حاضرین شما ایمان دارید؟[ جمعیّت می‌گویند آمین.]
170. شما مشکلات زیادی دارید ولی یکی از موارد که مشکل اصلی شماست تورّم چشم راست شماست. یک چیز دیگر هم هست. یک زن در اینجا آشکار می‌شود . این همسر شماست. ایمان دارید به اینکه خدا که می‌تواند مشکل همسر شما را به من بگوید؟ مشکل او در دهان وی است. بله دندانهایش مشکل دارند. درست است، ایمان دارید همان عیسی که به پطرس گفت کیست می‌تواند به من بگوید شما که هستید؟ [ بله ] اوسکار بارنز [ درست است] درست است؟ به خانه تان برویدو شفا یابید.
171. [ فضای خالی روی نوار] من شما را نمی‌شناسم ولی خدا شما را را می‌شناسد. ایمان دارید او قادر است به من بگوید مشکل شما چیست؟ آیا با تمام قلب خود ایمان دارید؟ مشکل شما در محدوده ی گلویتان و اینجا در سینه تان است. این ..... این یک پوسیدگی استخوان است، شما در داخل استخوان خود دچار تورّم شده اید درست است؟ شما اهل اینجا نیستید. شما اهل جایی هستید که پر است از نارجستان که در وسط یک دشت است و کوههای وسیعی پشت آن قرار دارد. یک هتل به نام آنلیرز در آنجا وجود دارد. نام آنجا سَن برناردینو است. شما اهل آنجا هستید. برگردید، عیسی مسیح اگر ایمان داشته باشید، شما را شفا خواهد داد.
172. تنها یک چیز وجود دارد که می‌تواند سرطان را شفا دهد و آن خداست . ایمان دارید که او شما را شفا خواهد داد؟ [ برادر می‌گوید بله] ایمان داشته باش و خداوند خدا تو را شفا داد.
173. بدلیل اینکه شما زیاد ...... زیاد مضطرب و عصبی بوده اید. واقعاً آشفته ، شکم شما دچار مشکل شده است نمی‌توانید غذایتان را هضم کنید و آن را به دهانتان بر می‌گردانید. این مربوط به اسیدی در دهان شماست. اخیراً یک روز بعد از ظهر بسیار کسل و بی حال شده اید. شما دچار زخم معده شده اید. ایمان دارید که این عیسی مسیح است که می‌تواند این را به شما بگوید. [ خواهر می‌گوید: بله] بروید و شام خود را بخورید آنوقت با تمام قلب خود ایمان داشته باشید که عیسی مسیح شما را شفا داد.
174. حال شما چطور است؟ مشکلات زیادی دارید ولی مهم ترین آنها که شما از آن ترس دارید این است که در اثر ورم مفاصل در حال لنگ شدن هستید. ولی ایمان دارید که خدا شما را شفا داده و از این درد رها خواهد نمود؟ [ خواهر می‌گوید: بله]
175. خداوند عیسی دعا می‌کنم که این را به خواهر من عطا نمایی. بینایی او را به او بده. مشکل این خانم را از او بردار و این بیماری را شفا بده. به نام عیسی، آمین
176. با ایمان برو او این کار را خواهد کرد و خوب خواهی شد. شک نکن و با تمام قلب خود ایمان داشته باش .
177. بیماری قلبی مشکلی وحشتناک است ولی عیسی مسیح قلب را شفا می‌دهد. به این ایمان دارید؟ [ خواهر می‌گوید: بله] برو ایمان داشته باش و انجام خواهد شد. تمام است.
178. ایمان دارید که در حال زمین گیر شدن هستید؟ نه من هم فکر نمی‌کنم. فکر من، به آن ورم مفاصل، آن سایه که در آنجاست، اوه این سرطان است. [ خواهر می‌گوید: اوه اوه] ایمان دارید که او این را شفا خواهد داد؟ [ بله دارم] بروید و ایمان داشته باشید او شما را شفا خواهد داد.
179. مدّتی است که شما را آزار می‌دهد. اِنسِداد قلب شما را می‌گویم. امّا ایمان دارید که امشب قرار است به پایان برسد؟ بروید، ایمان داشته باشید عیسی مسیح شما را شفا می‌دهد.
180. مشکل کوچکی دارید. مشکل زنانگی، مدّت زیادی از آن می‌گذرد. شما صبح ها به سختی از خواب بیدار می‌شوید. عضلات شما منقبض می‌شود. به سختی می‌توانید راه بروید. این ورم مفاصل است. بروید شک نداشته باشید دیگر این درد را نخواهید داشت . فقط با تمام قلبتان ایمان داشته باشید.
181. شما مشکلات عدیده و پیچیده ای دارید ولی یکی از آنها که بسیار شما را آزار می‌دهد، شما نیز به ورم مفاصل فکر می‌کنید. که همینطور است و در حال زمین گیر کردن شماست . شما ایمان دارید که شما او را شفا داده و راه خواهید رفت؟ [ خواهر می‌گوید: بله آقا] بروید و با تمام قلبتان ایمان داشته باشید عیسی مسیح شما را شفا می‌دهد.
182. قلب مضطرب و ورم مفاصل ولی ایمان دارید که خدا شما را شفا خواهد داد؟ دارید؟ بروید، خداوند عیسی شما را شفا بدهد.
183. آن درد معده در این چند سال اخیر مشکلات زیادی را برای شما پدید آورده است. اینطور نیست ؟ دیگر نخواهد بود. بروید و ایمان داشته باشید. خدا به شما برکت بدهد. شفا یابید.
184. شما نیز می‌توانید. درد معده شما نیز شفا یافته است. بروید و با تمام قلبتان ایمان داشته باشید. شک نکنید.
185. به سختی تنفس می‌کنید. آن آسم کهنه شما را آزار می‌دهد و شما را از پا می‌اندازد. اینطور نیست؟ ایمان دارید که اکنون قرار است شفا یابید؟[ برادر می‌گوید: بله] بسیار خوب بروید و ایمان داشته باشید. آمین.
186. هللویاه! با تمام قلبتان ایمان دارید؟ [ جماعت به وجد آمده است]
187. یک لحظه، آن نور را آنجا نمی‌بینید؟ یک خانم سیاه پوست به من نگاه می‌کند که درست اینجا نشسته است. او در سمت چپ خود یک غدّه دارد . او مشکل کلیه بغرنجی هم دارد. شما ایمان بیشتری داشتید نیازی ندارید که به این بالا بیائید. تمام شد. فقط ایمان داشته باشید آمین. به خدا ایمان داشته باشید. به این ایمان دارید؟ [ جمعیّت می‌گویند آمین.]
188. آن خواهر که آنجا نشسته است، ایمان دارید که از آن درد ستون فقرات خلاص خواهید شد؟ ایمان دارید که او شما را شفا خواهد داد؟ بسیار خوب شک نکنید و اگر ایمان داشته باشید آن را بدست می‌آورید.
189. مردی که اینجا نشسته و به من نگاه می‌کند، از پروستات رنج می‌برد، شبها از خواب بیدار می‌شود، ایمان دارید قربان؟ تمام خواهد شد، اگر ایمان داشته باشید.
190. یک مرد سیاهپوست اینجا نشسته و به من نگاه می‌کند. او از بیماری صَرع رنج می‌برد. همچنین بدنبال تعمید روح القدس است. روی پای خود باستید، آقا شفای خود را بپذیرید. خدا تعمید روح القدس را به شما عطا کند. آمین.
191. سمت راست شما یک کودک نشسته است، او نیز صَرع دارد و دچار لکنت زبان است آنجا نشسته است در آن سمت. ایمان دارید که خدا کودک را شفا خواهد داد؟ با تمام قلبتان ایمان دارید؟ پس خداوند فرزند شما را شفا خواهد داد.
192. آیا همه شما ایمان دارید ؟ [ جمعیّت می‌گویند آمین.] آیا او ...... آیا او واقعاً نسل ملوکانه ی ابراهیم نیست؟ [ آمین] آیا او فاتح و قادر متعال نیست؟[ آمین] آیا او وعده داد که شما دروازه های دشمن را تصرّف خواهید کرد؟ [ آمین]
193. چند نفر از شما فشار دشمن را احساس می‌کنید؟ دست خود را بلند کنید، شما که فشار دشمن را احساس می‌کنید، شما که نسل ابراهیم هستید، دست خود را به اینگونه بلند کنید. بگوئید: « برادر برانهام من از اضطراب رنج می‌برم. » اوه هشتاد درصد شما اینگونه هستید. بگوئید. بگوئید من ...... من این بسیار .... است تمام جمعیِت در حال .............. تقریباً در حال کور شدن هستم ، آنجائیکه شما هستید.
194. نمی‌بینید که بیست، سی و یا بیشتر از این موارد اینجا در جایگاه و آنجا در میان جمعیّت است و خدا عاجز نیست؟ این عیسی مسیح دیروز، امروز و تا ابدالاباد همان است می‌باشد. ایمان دارید [ جمعیّت می‌گوید آمین ] پس چرا که نه، هر نسل ابراهیم، چرا کلید را نمی‌گیرید؟ فاتح بزرگ، قادر متعال، بخاطر شما اینجاست. او اینجا بودن خود را اثبات نموده است. به او ایمان دارید؟ [ آمین]
195. پس کلید ایمانتان را برگیرید یا دستتان را بلند کنید و بگوئید: « عیسی مسیح همین الان به شفای خود ایمان دارم » سر پا باستید. دست خود را بلند کنید، اکنون ایمان خود را ابراز کنید. « ایمان دارم خداوند عیسی ، ایمان دارم، همین الان»
196. اکنون دست خود را بر یکدیگر بگذارید نسل ابراهیم. حال شما برای آن فرد عا کنید دست خود را بر آنها بگذارید. عیسی گفته است: « این آیات همراه ایمانداران خواهد بود ، دستها بر بیماران بگذارندو شفا خواهند یافت »
197. شیطان تو نبرد را باختی به نام عیسی مسیح از اینجا بیرون بیا و بگذار این قوم برای جلال خدا برود.